جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
941
تحفة الملوك ( فارسى )
واسطه تصنع و خودسازى و نيكو خدمتى ايشان در ظاهر و نيست غير از خودسازى ظاهر در ايشان از نصيحت و امانت چيزى و لكن امتحان بنما ايشان را با اعمالى كه متوجه شدهاند براى كسانى كه پيش از تو بودهاند پس به نظر آن كسى كه نيكوتر بوده است در عامهء مردمان عمل و اثر او معروفتر بوده است به امانت ، به درستى كه اين نو در سلوك دليل مىباشد بر نصيحتدارى تو از براى خدا و براى كسى كه تولى نموده امر آن را . و اجعل لرأس كلّ أمر من أمورك رأسا منهم ، لا يقهره كبيرها و لا يتشتّت عليه كثيرها . و قرار بده از براى سر هر امرى از امور خودت و نيستى از ايشان كه عاجز نگرداند او را بزرگى امور و متفرق ننمايد امر را بر او بسيارى امور . و مهما كان فى كتّابك من عيب فتغابيت عنه ألزمته . و هر وقت كه بوده باشد در نويسندگان و ساير اعمال تو عيبى و تو غفلت ننمايى از آن بازخواست نمودن خواهى شد . ثم استوص بالتّجّار و ذوى الصّناعات و أوص بهم خيرا ، المقيم منهم و المضطرب بماله و المترفّق بيديه ، فإنّهم موادّ المنافع و أسباب المرافق و جلّابها من المباعد و المطارح فى برّك و بحرك و سهلك و جبلك و حيث لا يلتئم النّاس لمواضعها و لا يجتزئون عليها ، فإنّهم سلم لا تخاف بائقته و صلح لا تخشى غائلته ، و تفقّد امورهم بحضرتك و فى حواشى بلادك . بعد از آن متوجه بشو به امر تاجران و اهل معاملات و صاحبان صناعات ، و وصيّت بنما در حق ايشان به رعيت خود خير ايشان را ، خواه آنكه مقيم باشد و خواه آنكه نقل نماينده باشد مال خود را از جايى به جايى و خواه آنكه عمل بنمايد و نفع برساند به مردمان به دست خودش ، يعنى اهل صنعت باشد ، بدرستى كه اين طبقه مادّههاى منفعت مردماناند و اسباب حاجتهاى ايشانند و كشاننده منافعاند از مكانهاى دور و ولايات بعيده در بيابان و درياها و در هموارى و كوههاى ملك تو و در جايى كه راه نمىيابند اكثر مردمان به مواضع آنها و جرأت نمىنمايند بر اقدام نمودن بر آنها ، پس اين طبقه آشنايان سالمىاند كه ترسيده نشده است ضرر و سختى آن و اسباب صلاحى هستند كه تشويش نيست از فساد آن ، و تفقد بنما امور ايشان را در حضور خودت و